محمد تقي جعفري

8

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و لا يناله حدس الفطن ( و حدس هشيارىها به مقام شامخ او نائل نگردد ) . با كمى دقّت معلوم مىشود كه منافاتى ما بين اين دو جمله وجود ندارد ، يعنى با نظر به اين كه حدس ( انتقال بسيار سريع به واقعيّت مطلوب كه گاهى سرعت بقدرى زياد است كه گويى حركتى از مبدء فكرى به مقصد انجام نگرفته و انعكاس محض مىباشد ) يكى از خواصّ اوّليّهء هشيارىهاى بسيار نافذ است ، در حقيقت مجموع دو جمله چنين مىشود كه مقام شامخ ربوبى از نفوذ حدسى هشيارىها والاتر است . موجود اوّلى كه غايتى براى او نيست تا پايان يابد . منظور از اوّل كه خدا با آن توصيف مىشود چه در جملات نهج البلاغه و چه در آيات قرآنى ، قطعا به معناى آغاز زمانى و هويّتى براى آن ذات اقدس نيست ، زيرا هيچگونه آغاز و حدّ و كناره و مرزى براى آن ذات اقدس امكان پذيرنيست در حقيقت مىتوان گفت : مفهومى كه براى كلمهء اوّل در موقع اسناد آن به خدا صحيح است ، عبارتست از سابق مطلق و قديم و ازلى كه هيچ ابتداء و آغازى براى آن قابل تصوّر نيست . چنان كه براى خداوند متعال آغازى نيست ، همچنين پايانى نيز قابل تصوّر نيست ، لذا كلمهء آخر كه بان ذات اقدس به كار مىرود ، معناى لغوى و عرفى آن نمىباشد بلكه ابدى و سرمدى است كه پايانى ندارد . و همان گونه كه تصوّر آغاز و ابتداء او را محدود مىسازد ، همانطور تصوّر غايت و پايان مخالف بىنهايت بودن است . و محدوديّت خداوندى مستلزم نقص او است كه در جايش اثبات شده است . 8 ، 11 فاستودعهم في أفضل مستودع ، و أقرّهم في خير مستقرّ ، تناسختهم كرائم الاصلاب إلى مطهّرات الأرحام كلَّما مضى منهم سلف قام منهم بدين اللَّه خلف ( آنان « پيامبران » را در برترين وديعت گاه به وديعت نهاد و در بهترين قرارگاه